یادداشت از سعید کاظمی – همدان، ملایر
چرا پیوندهای انسانی و دستگیری مؤمنانه، زنجیره فرساینده بحرانهای اقتصادی را متوقف میکند؟
دیروز در خیابان با صحنهای روبهرو شدم که شاید در ظاهر، یکی از دهها اتفاق روزمره زندگی باشد، اما در واقع، تصویری روشن از پیوند اقتصاد و روان جامعه را به نمایش میگذاشت. خانوادهای برای تأمین مایحتاج اولیه خود با دشواری جدی روبهرو شده بود و فشار این وضعیت، به اختلاف و مشاجره میان اعضای خانواده انجامید. آنچه در آن صحنه بیش از هر چیز ذهنم را درگیر کرد، فقط ناتوانی در خرید چند قلم کالای ضروری نبود؛ مسئله این بود که چگونه فشار اقتصادی میتواند آرامش یک خانواده را مختل کند و توان اعضای آن را برای تحمل مشکلات کاهش دهد.
آیا این اتفاق را میتوان نشانهای از کاهش تابآوری اجتماعی دانست؟ پاسخ، اگرچه ساده نیست، اما ما را به موضوعی مهم میرساند: در شرایطی که جامعه ایران با تحریم، تهدیدهای امنیتی، پیامدهای جنگ و فشارهای معیشتی مواجه است، شاید تابآوری اجتماعی بهاندازه تابآوری اقتصادی و حتی در برخی مقاطع، بیش از آن اهمیت پیدا کند.
وقتی فشار اقتصادی به رابطههای انسانی میرسد
تابآوری اقتصادی، توانایی اقتصاد برای جذب شوکها، حفظ کارکردهای ضروری و بازگشت به مسیر فعالیت پس از بحران است. در مقابل، تابآوری اجتماعی به توان افراد، خانوادهها و اجتماعات برای تحمل فشارها، حفظ پیوندهای انسانی، سازگاری با شرایط دشوار و بازیابی امید و اعتماد اشاره دارد.
این دو مفهوم از یکدیگر جدا نیستند. اقتصادی که توان تولید، اشتغال و تأمین نیازهای اساسی مردم را از دست بدهد، بهتدریج بنیانهای تابآوری اجتماعی را نیز تضعیف میکند. هنگامی که درآمد خانوار با هزینههای ضروری زندگی تناسب ندارد، نگرانی از اجاره خانه، خوراک، درمان و آینده فرزندان افزایش مییابد. این نگرانی میتواند خواب، تمرکز، سلامت روان و کیفیت روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار دهد.
البته هر مشاجره خانوادگی را نمیتوان مستقیماً به فقر یا ضعف تابآوری اجتماعی نسبت داد. اختلافهای خانوادگی علل گوناگونی دارند و فشار اقتصادی نیز بهتنهایی رفتار افراد را تعیین نمیکند. بااینحال، تنگنای معیشتی میتواند آستانه تحمل روانی را پایین بیاورد و اختلافهای کوچک را به تعارضهای بزرگ تبدیل کند. وقتی فردی حتی برای خرید نیازهای ضروری خانواده خود احساس ناتوانی میکند، ممکن است علاوه بر نگرانی مالی، احساس شرمندگی، درماندگی یا از دست دادن شأن اجتماعی را نیز تجربه کند.
بنابراین، صحنهای که در خیابان مشاهده کردم، دستکم میتواند هشداری درباره پیامدهای اجتماعی فشار اقتصادی باشد؛ هشداری که نشان میدهد بحران معیشت، صرفاً در قیمتها و قدرت خرید خلاصه نمیشود و ممکن است به درون خانهها و روابط انسانی راه پیدا کند.
چرا گاهی تابآوری اجتماعی از تابآوری اقتصادی مهمتر میشود؟
اقتصاد مقاوم بدون جامعهای برخوردار از اعتماد، همکاری و امید، بهسختی میتواند در برابر بحرانهای طولانی دوام بیاورد. در شرایط تحریم یا جنگ، حتی اگر کشور از زیرساختهای تولیدی، منابع طبیعی و ظرفیتهای تجاری برخوردار باشد، فرسایش اعتماد عمومی، افزایش احساس بیعدالتی و گسترش ناامیدی میتواند توان جمعی برای عبور از بحران را کاهش دهد.
از این منظر، تابآوری اجتماعی در حکم نیرویی است که به جامعه امکان میدهد فشارها را تحمل کند، از فروپاشی پیوندهای انسانی جلوگیری کند و برای حل مشکلات، بهجای انزوا و تقابل، به همکاری روی آورد. البته این به معنای کماهمیت بودن اقتصاد نیست؛ هیچ جامعهای نمیتواند برای مدت طولانی، کمبودهای اساسی و فقر گسترده را صرفاً با امید و همدلی جبران کند. تابآوری اجتماعی جایگزین بهبود معیشت نیست، بلکه یکی از پیششرطهای عبور پایدار از بحران اقتصادی است.
خیابان؛ از محل عبور مردم تا میدان همدلی
در همین شرایط، تجمعات مردمی میتوانند کارکردی فراتر از حضور افراد در یک مکان داشته باشند. من در برخی از این تجمعات، بارها شاهد بودهام که مردم برای کمک به ایتام، خانوادههای کمبرخوردار و نیازمندان پیشقدم شدهاند و کمکهای مالی قابلتوجهی جمعآوری کردهاند. در برخی شبها نیز مشاوران بهصورت رایگان حضور پیدا میکنند تا به افرادی که با تعارضهای روانی، خانوادگی یا عاطفی مواجهاند، کمک کنند. اهمیت این تجربهها فقط در مبلغ کمکهای جمعآوریشده یا تعداد افرادی که از خدمات مشاوره بهره میبرند، خلاصه نمیشود. چنین اقداماتی میتواند به افراد گرفتار در بحران یادآوری کند که تنها نیستند و هنوز کسانی وجود دارند که مشکلاتشان را میبینند و برای کاهش رنجشان قدم برمیدارند.
این احساس تعلق، بهویژه در روزگار بحران، سرمایهای اجتماعی است. هنگامی که مردم یکدیگر را میشناسند، به هم اعتماد میکنند و برای رفع نیازهای همدیگر اقدام میکنند، شبکهای از حمایت شکل میگیرد که میتواند بخشی از فشارهای روانی و اجتماعی را کاهش دهد. بااینحال، کمکهای مردمی باید مکمل حمایتهای منظم و مسئولانه نهادهای عمومی باشد، نه جایگزین وظیفه آنها در تأمین خدمات ضروری و حمایت از اقشار آسیبپذیر.
ایمان؛ تکیهگاهی برای عبور از روزهای دشوار
در کنار همبستگی اجتماعی، باورهای دینی نیز برای بسیاری از مردم ایران منبع مهمی از آرامش و تابآوری است. اعتقاد به جهان آخرت، توکل به خداوند و این باور که روزی در نهایت به اراده اوست، میتواند از شدت نگرانی درباره آینده بکاهد و به زندگی در شرایط دشوار معنا ببخشد. برای فردی که به این باورها پایبند است، مشکلات اقتصادی لزوماً به معنای پایان امید نیست. ایمان میتواند به او کمک کند میان تلاش برای بهبود زندگی و پذیرش محدودیتهایی که فعلاً از اختیارش خارج است، تعادل برقرار کند. همچنین آموزههای دینی درباره انفاق، دستگیری از نیازمندان، صبر و مسئولیت در برابر دیگران، میتوانند انگیزهای برای تقویت همدلی و حمایت اجتماعی باشند.اما نقش ایمان، به آرامش درونی افراد محدود نمیشود. یکی از جلوههای مهم دینداری، تبدیل باور به رفتار و احساس مسئولیت در برابر دیگران است. وقتی ایمان با انفاق، دستگیری از نیازمندان، صبر و مهربانی همراه میشود، از یک تکیهگاه فردی فراتر میرود و به سرمایهای اجتماعی تبدیل میشود. دستی که از سر ایمان به سوی خانوادهای نیازمند دراز میشود، یا دلی که با شنیدن رنج دیگری به یاری او برمیخیزد، میتواند بخشی از سنگینی بحران را از دوش جامعه بردارد.
شاید یکی از زیباترین جلوههای تابآوری اجتماعی همین باشد که انسان، حتی در روزهایی که خودش نیز با دشواری روبهروست، رنج دیگران را فراموش نکند. اینجاست که ایمان، امید را از درون فرد به متن جامعه میآورد و به همدلی، معنایی عمیقتر میبخشد.
تابآوری واقعی از کجا آغاز میشود؟
جامعه تابآور، جامعهای نیست که مردم آن هر اندازه تحت فشار قرار بگیرند، سکوت کنند یا از دشواریها شکایتی نداشته باشند. جامعه تابآور، جامعهای است که در آن مردم برای تأمین نیازهای اساسی خود فرصت و امکان کافی دارند، در زمان بحران تنها نمیمانند، به آینده امیدوارند و میتوانند با اتکا به نهادهای قابلاعتماد و پیوندهای انسانی از مشکلات عبور کنند.اگر قرار است تابآوری اجتماعی در ایران تقویت شود، باید همزمان به دو مسیر توجه کنیم: کاهش فشارهای واقعی بر معیشت مردم و تقویت شبکههای اعتماد، همدلی و حمایت اجتماعی. مهار تورم، حفظ اشتغال، حمایت هدفمند از خانوارهای آسیبپذیر و دسترسی به خدمات مشاورهای، در کنار گسترش فعالیتهای داوطلبانه و تقویت سرمایه اجتماعی، میتوانند یکدیگر را تکمیل کنند.
آنچه دیروز در خیابان دیدم، یادآور این حقیقت بود که بحران اقتصادی ممکن است از سبد خرید یک خانواده آغاز شود، اما آثار آن به روابط خانوادگی، آرامش روانی و اعتماد اجتماعی نیز برسد. در مقابل، دستی که در خیابان به سوی نیازمندی دراز میشود، یا مشاوری که بیچشمداشت برای شنیدن دردهای مردم وقت میگذارد، میتواند بخشی از این زنجیره فرساینده را متوقف کند.
در نهایت، تابآوری یک کشور فقط با میزان ذخایر ارزی، ظرفیت تولید یا توان عبور از تحریمها سنجیده نمیشود؛ باید دید در روزهای دشوار، مردم تا چه اندازه میتوانند کنار یکدیگر بمانند. **اقتصاد قدرتمند به جامعهای برخوردار از امید و اعتماد نیاز دارد و جامعه امیدوار نیز برای حفظ تابآوری خود به اقتصادی نیازمند است که امکان یک زندگی شرافتمندانه را فراهم کند.**





دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید