یکشنبه نوشتههای محمد تقی فهیم
سینمای نوین ایران به لبه پرتگاهی رسیده است که افراد و جریانات داخلی در این زمینه مقصر درجه یک شناخته میشوند. از جمله مولفههای مهم سینمای پس از انقلاب در مفهومی چون «عدالت» مستتر و قابل جمعبست بود، گرایشی که هم در مضامین اثار جلوه داشت و هم در پشت دوربین و میان خانواده سینما و خصوصا جاری در مأموریت صنوف، مسئولین، مدیران تا وزارتخانه و خود وظایف وزیر نهادینه بود. این جوری بود که فیلمها «مساله» داشتند و همه دست اندرکاران تولید و نمایش دغدغهمند بودند. در واقع سینمای نوین و متولیانش در تمام اجزا به سیاق رهبران و حاکمان اصلی و ایدئولوگهای تحولات منجر به زیر و رو شدن ساختار سیاسی کشور که خود را خادم مردم و ملت میدانستند، از برای مردم بودند و قابها را جز برای مردم و ملت نمیبستند. بنابراین سینما هدفمند و مسیرش در راستای بسط عدالت برای همه روشن بود. حالا در زمره فعالیت دولتمردان کنونی به نظر عدالت مفهوم و گرایشی گم شده است به طوری که در بسیاری موارد اقایان طلبکارند و پاسخگو نیستند. همین دو، سه هفته پیش بود که وزیر و بقیه همکارانش در سازمان سینمایی با مسولین صنوف و خانه سینما جلسه و نشست داشتند. غالبا منتقد و صدایشان بابت اوضاع سینما و خصوصا بیکاری سینماگران بلند بود. بعضیها چنان از وضعیت خراب سینما میگفتند که انگار این مدیوم استراتژیک را فرضا، آمریکاییها اداره کرده و میکنند. درحالی که در همه ادوار قبلی تا رسیدن به نقطه فعلی همینها گرداننده بودهاند، یعنی افراد و جریاناتی که اصلیترینهای براندازی سینمای نوین ایران بودهاند، هم اکنون هم تقریبا همینان اکثرا در مقام مسول و مدیر و رییس صنف بوده و هستند، پس انتقادشان به کی و چی هست؟ در واقع فقط سران صنوف خانه سینما نیست که سالها خود در جایگاه اداره امور بودهاند بلکه حتی خود وزیر ارشاد هم یکبار پیش از این در این عرصه خودآزمایی کرده بود. یا مثلا برخی متولیان صنف که در همه ادوار مختلف مسولیتهای مختلف اجرایی داشتهاند و… خلاصه آنهایی که خراب کردهاند هنوز دارند یکه تازی میکنند. در واقع اینهایی که باید در محکمهها پاسخگوی اوضاع فعلی باشند، صدایشان از همه بلندتر و طلبکار بقیه هستند. مثلا کارنامه و زمینههای مدیریتی رییس، معاون و سخنگوی خانه سینما را بررسی و مرور کنید تا ببینید که بعضاً همه این سالها در موقعیتهای کلیدی ساختار سینما و حتی تلویزیون دورههای قبلی همه کاره بودهاند و اکنون فلش انتقاد را به سوی دیگران گرفتهاند، واقعا که بدنه سینما مظلوم و مغموم است. بس کنید اقایان! این همه خود را مبرا از تلنبار شدن مشکلات سینمای کشور ندانید و فکر نکنید که مردم فراموش میکنند. یکی از نهادها و زیر مجموعههای وزارت ارشاد که میتوانست متفاوت عمل کند و برخلاف بقیه جاهای این ساختار همچنان در زمینه تحقق عدالت و تلاش برای ایجاد فضای عدالت خواهرانه و حتی گسترش عدالت در پشت و جلو دوربین سینما زبانزد باشد، همانا انجمن سینمای جوانان کشور بوده و هست، ولی دراین جا هم رد پای براندازان عدالت خودنمایی میکند و سهم عدالت ناچیز و بلکه فید است. اینجا همواره باید سکوی بروز و کشف و به کارگیری استعدادها و مستعدها باشد که با توجه به اخبار منتشره و ادله موجود، کار این محیط و ادارهکنندگانش به تهیه و ارایه آمار به بالا دوستیها ختم شده است. به عنوان مثال در همین جشنواره چهل و سوم که پنجشنبه شب به کار خود پایان داد، رد پای نقضکنندگان عدالت و حقکشی پررنگ بود و صدای خیلیها از بیعدالتی های اشکار بلند شد. داوریهای پر انتقاد و نادیده گرفتن تولیدات مستقل از انجمن حداقلهای نقض عدالت دراین جشنواره بوده است. معمولا و قاعدتاً جوانان آرمانخواهاند و از دیدن حتی بیعدالتیهای موردی و نه سیستماتیک نیز رنجیده و دلگیر میشوند، لذا وقتی میبینند که فلان داور جشنواره سقف تخصص و حقاش نشستن بر صندلی ارزیابی اثر او نبوده و یا داور دیگری که یک اثر ارزشمند و مخاطب محور در کارنامهاش دیده نمیشود، یا دیگرانی که صرفا آبشخور حضورشان در مقام و جایگاه داور و غیره جناحی/سیاسی بوده است نمیداند به کجا پناه ببرد و… خلاصه که عملکرد وزارت ارشاد کنونی و زیر مجموعههایش محل و محمل نقد و انتقاد بسیاری هست. از مراکز ارشاد شهرستانها اخبار بدی به گوش میرسد و خصوصا مراکز و دفاتر انجمن سینمای جوانان استانها یا تعطیل یا فاقد امکانات لازم در اختیار هنرجویان و علاقه مندان است، به طوری که استعدادهای نهفته در بطن جماعت اقصینقاط کشور هدر میروند و سردمداران اداره انجمن دلخوش به ساختههای سفارشی خود و جایزه دادنبه آنها هستند، راهی که به قول معروف به ترکستان ختم میشود و لذا وضعیتی که وظیفه دلسوزان این حوزه را دوچندان میکند و تا خیلی دیر نشده باید فکری کرد.






دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید