خط نظام سازی و تشکیل حکومت اسلامی به تمدن سازی اسلامی ختم می شود و این امر بدون دستیابی به علوم انسانی اسلامی نوین محقق نمی شود. چه می شود که نظریه هایی که امثال مارکس و نظریه پردازان شرقی و غربی عالم در زمینه های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی داده اند که مشخصا هیچ نشانی از خدا و حقیقت انسان در آن دیده نمی شود میان ملت ها رواج پیدا می کند؟
پاسخ به این پرسش را می توان در این گزاره تعریف کرد که اساساً پس از شکل گیری انقلاب اسلامی ایران نظریه پردازان و صاحبان اندیشه چقدر توانسته اند نظریه های علوم انسانی را میان مردم و در محافل خودشان رواج دهند؟
هنوز هم که هنوز است وقتی صاحب نظران این حوزه به بحث و گفتگو درباره علوم انسانی و یا شاخه های آن می پردازند برای تایید و تاکید صحبتشان حرف از نظریه پردازانی میزنند که هیچ نسبتی با تفکر توحیدی و الهی اسلامی ندارند و این نشان دهنده ضعف و کم کاری صورت گرفته در این حوزه است.
بی شک هدف از نظام سازی و طی کردن مراحل چندگانه تعریف شده که از انقلاب اسلامی شروع می شود رسیدن به تمدن نوین اسلامی است و لازمه تحقق آن دستیابی و ایجاد نهضت نرم افزاری در تولید و کسب علوم انسانی اسلامی نوین میباشد.
تمدن نوین اسلامی متشکل از ساختارها و سبک زندگی می باشد.ساختار های نظامی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و درمانی و سبک زندگی که می شود شخصیت فردی،خانوادگی و اجتماعی افراد که در تعریفی که رهبری از آن می کنند ارتباط بین المللی و بین عوالمی را هم به این ها اضافه می کنند و مجموعشان را علوم انسانی معرفی می کنند.در همه این زمینه ها نیاز به شناخت هویت و حقیقت انسان و غایت مسیر و توجه به ظرفیت ها و استعدادهایش می باشد.
علوم انسانی اسلامی باید نوین باشد چون نیاز دارد شرایط زمانی وقت را در نظر بگیرد و تهدید ها و فرصت های انسان عصر کنونی را لحاظ کند و در سایه و چارچوب اصول و ارزش های کلی اسلامی به علایق و نظرات اشخاص احترام بگذارد تا زمینه خلاقیت و رشدشان را فراهم کند.
حال میتوان مطرح کرد که چرا علوم انسانی اسلامی؟
اگر ادعا می شود که تنها اسلام و حکومت اسلامی و انسان سازی ای که در دل این حکومت و ساختارها انجام می شود زمینه ساز سعادت انسان هاست پس تنها اسلام می داند انسان چیست و کیست و تنها اسلام نیازهای او و ظرفیت های او را می شناسد.
اسلام می داند که ظرفیت و استعداد های انسان می بایست چه سمت و سویی داشته باشد تا به هدف نهایی خلقت خویش دست یابد.
پس علوم انسانی ای که برگرفته از این جهان بینی ها و ساختار شناختی ها باشد می تواند پایه گذار و بنیان گذار تمدنی باشد که سرتاسر عالم را فرا بگیرد و موجب سعادت همه انسان ها شود.

نسخهٔ چاپیاین مطلب در صفحهٔ ۸ شمارهٔ ۴۵۱۰ روزنامه منتشر شده است.دیدن این صفحه
ا
نویسندهابوالفضل مزن دره
نویسنده · ۳ مطلب منتشرشده
مطالب مرتبط
بین الملل
یادداشت ۰۰:۰۶
«سونامی آبی» تنگه هرمز به آمریکا زد
شکست مفتضحانه حزب مجری جنگ علیه ایران در پی بسته ماندن تنگه؛ بازدارندگی حقیقی از مسیر اقتدار است، نه مذاکرات جنگآور ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از روز مشابه…
۴۸۵ بازدید ۶ دقیقه
بین الملل
یادداشت ۰۰:۰۶
(اول آمریکا) دروغ بود
مصاحبه ونس در پی شکست سنگین در انتخابات و مقصر دانستن ترامپ به علت جنگ با ایران در تحولات بیسابقه و خیرهکنندهای که گستره سیاسی ایالات متحده…
۴۸۵ بازدید ۵ دقیقه
بین الملل
سرمقاله ۰۰:۰۶
نئولیبرالیسم غارت گر
نئولیبرالیسم معمولاً با سیاستهایی چون خصوصیسازی، مقرراتزدایی، کاهش هزینههای عمومی، و انتقال ثروت از طبقات فرودست به صاحبان سرمایه شناخته می شود. اما نئولیبرالیسم فقط سازوکاری برای شکل…
۱۸۹ بازدید ۴ دقیقه
پربازدیدهای هفته
۱
از واریز سود سهام عدالت تا افزایش کالابرگ ۳۱.۲ هزار بازدید · اقتصادی
۲کاهش اثر مکانیسم ماشه بر صنعت ایران؛ از دل محدودیت تا افق استقلال ۱۲.۸ هزار بازدید · اقتصادی
۳دغدغههای صنعت در سال ۱۴۰۴ ۱۰.۹ هزار بازدید · اجتماعی
۴خرید لوازم آشپزخانه ارزان و شیک؛ راهنمای انتخاب وسایل کاربردی ۱۰.۵ هزار بازدید · ریپورتاژ آگهی
۵حکمرانی غیرجنگی در زمان جنگ، وجه دیگر سازش و تسلیم است ۳.۶ هزار بازدید · دانشجویی




دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید