داستان وفاق دارد به جاهای جالبی می رسد و به تدریج ماهیت حقیقی خودش را آشکار می سازد. هنوز یک هفته از توصیه رهبر معظم انقلاب به فراموش نکردن تجربه ده ساله برجام نگذشته که وفاق عجیبی برای به فراموشی سپردن آن شکل می گیرد، آن هم از جانب کسانی که مدعی ولایت مداری هستند.
داستان از آنجایی شروع شد که دکتر جلیلی در پاسخ به اصرارهای مکرر یک دانشجو برای مناظره با روحانی، این مناظره را پذیرفت و نکاتی درباره برجام بیان کرد.
همین اتفاق ساده کافی بود تا هجمه هماهنگ و شدیدی به نام اتحاد و به کام وفاق، علیه جلیلی شکل گیرد.
عجیب ترین قسمت داستان آنجاست که سخن گفتن درباره ده سال گذشته را مخالف بیانات رهبری در باب اتحاد مقدس عنوان کردند. گو نه اینکه چند روز پیش از آن، رهبر معظم انقلاب با اشاره به برجام تاکید داشتند که “تجربهها را فراموش نکنیم، این تجربهی ده سال گذشته را فراموش نکنیم.”
این مساله زمانی اهمیت دوچندان پیدا می کند که اساسا قبول برجام از سوی نظام برای آن بود تا تجربه ای ملی حاصل شود و این تجربه پرهزینه، چراغ راه آینده باشد. اما چرا عده ای به دنبال خاموش کردن چراغ تجربه هستند؟
چرا روحانی می گوید مخالفان برجام ساکت باشند و به دنبال بستن دهان منتقدان است؟ چرا وفاق محفلی اینگونه به نفع فراموشی و علیه تجربه عمل می کند؟
پاسخ روشن است، اگر تجربه تاریخی، ملاک عمل قرار گیرد، جایی برای محافل قدرت و ثروت باقی نمی ماند. برجام یک توافق نامه ساده نبود که حداکثر برخی اشتباهات و بی دقتی ها در آن صورت گرفته باشد. برجام یک ایده برای اداره کشور بود که هر گونه آلترناتیو دیگر را ناممکن جلوه می داد.
ایده برجام بر نادیده انگاشتن ظرفیت های داخلی و تکیه بر اراده خارجی استوار است. ایده برجام بر بی اعتمادی نسبت به مردم و اعتماد به سرمایه گذاری خارجی بنا شده است. برجام، مانیفست حکمرانی به شیوه محفلی است. شکست برجام می تواند شیوه های آلترناتیوی را که سال ها با بر چسب های مختلف از صحنه سیاست ورزی کنار گذاشته شده اند، برجسته سازد.
یکسال نخست دولت چهاردهم نیز تحت سلطه ایده برجام قرار داشت و همین امر باعث تشدید مشکلات کشور شد.
شکست قطعی ایده برجام با فعال شدن مکانیسم ماشه، یک نقطه بزنگاهی در داخل کشور است تا شیوه های آلترناتیو اداره کشور مجال ظهور پیدا کنند، امری که محافل قدرت و ثروت را به شدت هراسان کرده است. هجمه های هماهنگ به هر گونه بازخوانی تاریخ برای عبرت گرفتن و تجربه اندوختن نیز ریشه در همین امر دارد.
روشن است که اگر با تلاش های محفلی، چراغ تجربه خاموش شود، تمام هزینه هایی که ملت ایران در این ده سال برای تجربه اندوزی پرداخت کرده اند به هدر خواهد رفت. امری که می تواند به تکرار اشتباه در برجام های دو و سه، با پیامدهایی به مراتب وخیم تر منتهی شود.

نسخهٔ چاپیاین مطلب در صفحهٔ ۱ شمارهٔ ۴۵۰۰ روزنامه منتشر شده است.دیدن این صفحه
م
نویسندهمحمدرضا طاهری
نویسنده · ۱۲۶ مطلب منتشرشده
مطالب مرتبط
بین الملل
یادداشت ۰۳:۳۴
«سونامی آبی» تنگه هرمز به آمریکا زد
شکست مفتضحانه حزب مجری جنگ علیه ایران در پی بسته ماندن تنگه؛ بازدارندگی حقیقی از مسیر اقتدار است، نه مذاکرات جنگآور ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از روز مشابه…
۴۲۴ بازدید ۶ دقیقه
بین الملل
یادداشت ۰۳:۳۴
(اول آمریکا) دروغ بود
مصاحبه ونس در پی شکست سنگین در انتخابات و مقصر دانستن ترامپ به علت جنگ با ایران در تحولات بیسابقه و خیرهکنندهای که گستره سیاسی ایالات متحده…
۴۲۷ بازدید ۵ دقیقه
بین الملل
سرمقاله ۰۳:۳۴
نئولیبرالیسم غارت گر
نئولیبرالیسم معمولاً با سیاستهایی چون خصوصیسازی، مقرراتزدایی، کاهش هزینههای عمومی، و انتقال ثروت از طبقات فرودست به صاحبان سرمایه شناخته می شود. اما نئولیبرالیسم فقط سازوکاری برای شکل…
۱۸۱ بازدید ۴ دقیقه
پربازدیدهای هفته
۱
از واریز سود سهام عدالت تا افزایش کالابرگ ۳۱.۲ هزار بازدید · اقتصادی
۲کاهش اثر مکانیسم ماشه بر صنعت ایران؛ از دل محدودیت تا افق استقلال ۱۲.۷ هزار بازدید · اقتصادی
۳دغدغههای صنعت در سال ۱۴۰۴ ۱۰.۹ هزار بازدید · اجتماعی
۴خرید لوازم آشپزخانه ارزان و شیک؛ راهنمای انتخاب وسایل کاربردی ۱۰.۴ هزار بازدید · ریپورتاژ آگهی
۵حکمرانی غیرجنگی در زمان جنگ، وجه دیگر سازش و تسلیم است ۳.۶ هزار بازدید · دانشجویی




دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید