زنگ تمام نشده، کشمکش شروع میشود! معاون پرورشی چکوچانه میزند که بچهها را برای کار پرورشی و نماز ببرد و در آن سوی میدان، معاون آموزشی نگران ساعتهای مهم درس و کنکور، سنگاندازی میکند تا نگذارد فعالیت پرورشی، دقیقهای از وقت طلایی آموزش رسمی را ببلعد! این تصویر آشنا، روایتی است از کشمکشی تکرارشونده در مدارس؛ کشمکشی بر سر زمان، اولویتها و سهم هر فعالیت از ساعتهای مدرسه. وقتی «پرورشی» یک عنوان درسی میشود و «انضباط» به نمرهای در کارنامه مبدل میشود، پیام پنهان آن برای دانشآموز روشن است: تربیت، هیچ ربطی به کلاس درس ندارد! اما سوال اینجاست که چگونه میتوانیم این گسست را ترمیم کرده و بدون متوسل شدن به اجبار و بخشنامه، شوق اصیل خواندن و زیستن را به مدارس بازگردانیم؟
اگر به اهمیت این پرسش بیتوجه باشیم، راه را به خطا رفتهایم. امروز تب نمره و تست، دانشآموز را به ماشینی برای انباشت دادههای آکادمیک بدل کرده است که فقط برای امتحان میخواند، نه برای فهمیدن. وقتی اخلاق و تربیت به بخشنامه، دوربینِ گزارشگیر، ساخت کلیپهای نمایشی برای ارائه در جلسات و حتی در لابهلای سند تحول آموزشوپرورش تقلیل مییابد، دستاوردی جز ظاهرگرایی تهی و دلزدگی عمیق ندارد. بحران اینجاست که آموزش تهی از پرورش، دیگر توان مواجهه با پرسشهای ذهنی پیرامونش را ندارد و به جای گشودن افق اندیشه، او را در حصار فرمولها محبوس میکند.
دکتر رضا داوری اردکانی در کتاب «درباره آموزش و پرورش» بر نکتهای بنیادین تأکید میکند؛ «آموزش» و «پرورش» دو ساحت متباین و جدا از یکدیگر نیستند، بلکه دو روی یک سکهاند. تا آموزشی در کار نباشد، پرورش شکل نمیگیرد و بدون پرورش نیز، آموزش از معنای عمیق خود فاصله میگیرد.اما اگر آموزش و پرورش دو ساحت جداییناپذیرند، باید در تلقی رایج خود از آموزش نیز بازاندیشی کنیم. آیا آموزش صرفاً انتقال دانستهها و انباشت اطلاعات در حافظه است، یا فرایندی است که در جریان آن، انسان شیوه مواجهه با جهان، قدرت داوری و توانایی اندیشیدن را نیز میآموزد؟ مسئله دقیقاً از همینجا آغاز میشود: آموزش، تنها به آنچه فرد میداند مربوط نیست، بلکه به چگونگی فهمیدن، پرسیدن و مواجهه او با مسائل نیز ارتباط دارد.
اگر آموزش را صرفاً «بارگذاری اطلاعات در حافظه آکادمیک» بدانیم، از معنای بنیادین آن فاصله گرفتهایم. آموزش، فرایند اندیشیدن و تفکری است که در مواجهه با جهان، تجربه کردن و روبهرو شدن با مسئله شکل میگیرد. این فرایند دو مؤلفه حیاتی دارد:
۱. یادگیری از طریق تجربه: دانش نظری تا زمانی که در میدان تجربه و مواجهه مستقیم با مسائل قرار نگیرد، لزوماً به فهم عمیق و بینش تبدیل نمیشود.
۲. فرآیند خطا و اصلاح: یادگیری در آزمودن راههای مختلف، پذیرفتن خطا و اصلاح آن شکل میگیرد. فرد در این مسیر، قدرت داوری و توانایی بازنگری در باورهای خود را پرورش میدهد.
در این میان، باید منظورمان از «پرورش» را نیز روشن کنیم. پرورش در معنای دقیق کلمه، مفهومی بسیار عام است و در اصل تنها شایسته و مختص پروردگار و متصل به امور غیبی است؛ اما آنچه در ساحات انسانی مراد ماست، در واقع مفهوم «تربیت» است؛ آنچه که به نظر دکتر داوری به کوشش برای «بهفعلیترساندن استعدادهای درونی انسان متناسب با اقتضائات زمانه» معنا میشود.
با این تمایز مفهومی، اگر به پرورش به همان معنای دقیق تربیت و شکوفایی نگاه کنیم، اصلاً دیدگاه ما نسبت به «آموزش و پرورش» به کلی تغییر میکند. در این نگاه تازه، آموزش و پرورش دو فعالیت مستقل، همعرض و موازی نیستند؛ بلکه «آموزش» خود زیرمجموعه و یکی از جلوههای اصلی «تربیت» قلمداد میشود. آموزش هنگامی به معنای عمیق خود دست مییابد که امکان فهمیدن، تفکر و خودشناختی را فراهم کند و در خدمت تربیت قرار گیرد. در مقابل، پرورشی که از تجربه واقعی یادگیری و تفکر جدا شود، به مجموعهای منفک از آموزش تبدیل میشود.
یکی از عوامل مؤثر در شکلگیری این گسست را باید در ساختار آموزشی جستوجو کرد که کمتر بر مبنای تأمل در زمینه تاریخی و فرهنگی خود شکل گرفته است. واقعیت این است که نظام آموزشی فعلی به علت تقلیدی بودن، کمتر ناظر به «خود» است و در نتیجه موجب به وجود آمدن گسست میان آموزش و پرورش شده است. اما نظام آموزشی چگونه میتواند دوباره به «خود» نگاه کند؟ پاسخ در یک فرمول کلیدی نهفته است. تبیین دقیق تلقی از گذشته و داشتن نگاهی روشن به آینده. فهم همین نسبت میان گذشته و آینده است که معنای اصیل آموزش و پرورش را احیا میکند و به فهم نظام تربیتی کمک میرساند؛ چراکه بدون آن، کلاس درس به کارخانه تست و نمره تبدیل میشود، ریشه تربیتی علم میخشکد و دانشآموز صرفاً برای امتحان مشق میکند، نه برای زیستن.
چگونه بدون اجبار، شوق خواندن و یادگیری ایجاد کنیم؟
پیش از آنکه به دنبال فهرست راهکارها باشیم، این یادداشت دعوتی است به یک «توقف و اندیشیدن جمعی». پیش از هر چیز باید از خود بپرسیم آیا واقعاً «آموزش» و «پرورش» با آن معنایی که در یادداشت بیان شد، در مدرسه از هم جدا افتادهاند، یا این دو از روز نخست در دل یکدیگر بودهاند؟ پاسخ به این پرسش، پیشفرض تمام تحلیلهای ماست. شاید این راهکارها و پرسشها، امروز اجرایی نباشند، اما اندیشیدن به آنها، اولین گام برای ایجاد تحول در نظام آموزشی است.
وقتی سیستم آموزشی «آموزش» و «پرورش» را دو مقوله جدا از هم تلقی کند، پیوند زنده و درهمتنیده آنها گسسته میشود. در چنین فضایی که تربیت از دل کلاس درس و جریان واقعی فهمیدن بیرون نیاید، ساختار مدرسه ناچار میشود این خلاء بنیادین را با ابزارهای بیرونی پر کند؛ در اینجاست که بخشنامه، آمارسازی و سند تحول، تنها زبان گویای آن خواهند بود. وقتی تربیت به یک تکلیف اداری مبدل شود، زنده بودن پرورش دیگر در روح و افق اندیشه دانشآموز جستجو نمیشود، بلکه در کلمات روی کاغذ، گزارشهای نمایشی و آمارسازیهای دفتری به نمایش درمیآید. اما حقیقت این است که سند تحول و بخشنامه، هرچقدر هم که فاخر نوشته شوند، تا زمانی که به بستر تجربه، فهم و زیست واقعی یادگیری بازنگردند، نمیتوانند شوق اصیل خواندن و اندیشیدن را در مدرسه زنده کنند.
حقیقت این است که در دل «همگانی شدن آموزش»، معنای «اجبار» به طور پنهان نهفته است. انسان در برابر «اجبار و زور برخاسته از این ساختار» مقاومت میکند، اما مجذوب «معنا و الگوی واقعی» میشود. در یک نگاه کلان، وقت آن رسیده است که از خود بپرسیم این نحو از آموزش آکادمیک تا چه اندازه به «تربیت» و شکوفایی استعدادهای انسانی بر حسب اقتضای زمان کمک میکند؟ آیا وقت آن نرسیده است که دربارهی ماهیت «همگانی شدن آموزش» با فرمولِ فعلی، یک بازنگری عمیق صورت دهیم؟
آموزش رهاییبخش زمانی آغاز میشود که به جای ماشین انباشت اطلاعات، به داستان شخصی هر انسان بازگردیم و اجازه دهیم یادگیری، پاسخی به نیازهای واقعی زیستن باشد، نه تکالیفی شاق برای گرفتن نمره. رسیدن به یک آموزش واقعی، راهی طولانی و پر از تجربههای تازه است که با نظم خشک مدارس سازگار نیست. اگر میخواهیم گوهر تربیت زیر چرخدندههای تستزنی، آمارسازی و دعواهای دفتری له نشود، باید یادگیری را از «حفظ کردن خالی» به سمت «تجربه کردن و ماجرای زندگی» ببریم. فقط در این صورت است که آموزش و پرورش دوباره معنای واقعی خود را پیدا میکنند و دو روی یک سکه میشوند.





دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید