در زیستجهان معاصر، که با غلبۀ بلامنازع رسانههای دیجیتال و الگوریتمهای شتاببخش تعریف میشود شاهد نوعی استحاله در فرآیندهای عالی شناختی هستیم. پدیدهای که میتوان آن را سقوط به ورطۀ سطحینگری نامید. این پدیده نه صرفاً یک ترجیح رفتاری، بلکه بحرانی اپیستمولوژیک (معرفتشناختی) است که بنیانهای تحلیل خردورزانه را تهدید میکند. در شرایطی که جریان سیال اطلاعات، ذهن انسان را به تورق گذرا و ادراک قطعهقطعه (تقطیعشده) عادت داده است ترویج و بازگشت به سنت مطالعات عمیق فراتر از یک توصیۀ فرهنگی است، و آن بهمثابۀ ضرورتی حیاتی برای بقای عاملیت فکری انسان تلقی میشود.
از منظر روانشناسی شناختی قرار گرفتن مداوم در معرض محتوای سریع و تکهتکه میتواند الگوهای توجه و راهبردهای پردازش را به سمت اسکن سریع و چندوظیفگی سوق دهد و در نتیجه، خواندن عمیق و درک متون بلند برای برخی افراد دشوارتر شود. این اثرات به زمینه، فرد، و میزان و نوع استفاده نیز وابستهاند. در نتیجه مدارهایی که مسئولیت فرآیندهای پیچیدهای نظیر استنتاج، تفکر انتقادی و همدلی شناختی را بر عهده دارند در غیاب تمرکز طولانیمدت، جای خود را به واکنشهای غریزی و قضاوتهای شتابزده میدهند. در این پارادایم جدید، فرد به جای فهم ساختار، تنها به مصرف نشانه بسنده میکند. پیامد مستقیم این وضعیت شیوع فزایندۀ مغالطات منطقی و ناتوانی در تفکیکِ هستۀ حقیقت از پوستۀ پروپاگاندا در عرصههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است.
علاوه بر این در تحلیل جامعهشناختی سطحینگری مفرط منجر به ایجاد جامعهای تودهوار میشود که در آن قدرت تحلیل پدیدههای چندوجهی، قربانی سادهسازیهای عوامانه میگردد. مطالعه عمیق، به مثابۀ یک تمرین دیسیپلینمحور (خودانضباطی)، ذهن را مجهز به ابزارهای تحلیل دیالکتیکی میکند. ابزارهایی که به فرد اجازه میدهند تضادها را درک کرده و از صدور احکام شتاب زده و سطحی اجتناب ورزد. ترویج کتابخوانی پیوسته و مطالعۀ متون کلاسیک، نظری و معرفتی در واقع تلاشی است برای احیای «تفکر تاملبرانگیز» (Reflective Thinking) در برابر «تفکر واکنشی» (Reactive Thinking).
در نهایت، باید اذعان داشت که اگر خوراک جسمی برای بقای بیولوژیک الزامی است، مطالعات عمیق نیز قوتِ لایموتِ ساحت اندیشه است. بدون تجهیز به عمق استراتژیک در تفکر، انسان در برابر سونامی اطلاعات بیاعتبار، بیدفاع خواهد بود. از این رو، بازتعریف نظامهای آموزشی و ترویج الگوهای مطالعاتی که مستلزم صرافت ذهنی و تداوم تمرکز هستند، اصلیترین راهکار برای مقابله با اضمحلال عقلانیت در روزگار کنونی محسوب میشود.

نسخهٔ چاپیاین مطلب در صفحهٔ ۱ شمارهٔ ۴۶۸۷ روزنامه منتشر شده است.دیدن این صفحه
م
نویسندهمهدی سلیمانی
نویسنده · ۱۵ مطلب منتشرشده
مطالب مرتبط
بین الملل
یادداشت ۰۰:۱۷
«سونامی آبی» تنگه هرمز به آمریکا زد
شکست مفتضحانه حزب مجری جنگ علیه ایران در پی بسته ماندن تنگه؛ بازدارندگی حقیقی از مسیر اقتدار است، نه مذاکرات جنگآور ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از روز مشابه…
۴۲۴ بازدید ۶ دقیقه
بین الملل
یادداشت ۰۰:۱۷
(اول آمریکا) دروغ بود
مصاحبه ونس در پی شکست سنگین در انتخابات و مقصر دانستن ترامپ به علت جنگ با ایران در تحولات بیسابقه و خیرهکنندهای که گستره سیاسی ایالات متحده…
۴۲۷ بازدید ۵ دقیقه
بین الملل
سرمقاله ۰۰:۱۷
نئولیبرالیسم غارت گر
نئولیبرالیسم معمولاً با سیاستهایی چون خصوصیسازی، مقرراتزدایی، کاهش هزینههای عمومی، و انتقال ثروت از طبقات فرودست به صاحبان سرمایه شناخته می شود. اما نئولیبرالیسم فقط سازوکاری برای شکل…
۱۸۱ بازدید ۴ دقیقه
پربازدیدهای هفته
۱
از واریز سود سهام عدالت تا افزایش کالابرگ ۳۱.۲ هزار بازدید · اقتصادی
۲کاهش اثر مکانیسم ماشه بر صنعت ایران؛ از دل محدودیت تا افق استقلال ۱۲.۷ هزار بازدید · اقتصادی
۳دغدغههای صنعت در سال ۱۴۰۴ ۱۰.۹ هزار بازدید · اجتماعی
۴خرید لوازم آشپزخانه ارزان و شیک؛ راهنمای انتخاب وسایل کاربردی ۱۰.۴ هزار بازدید · ریپورتاژ آگهی
۵حکمرانی غیرجنگی در زمان جنگ، وجه دیگر سازش و تسلیم است ۳.۶ هزار بازدید · دانشجویی




دیدگاهها ۰
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید